![]() |
![]() |
|
| دست نوشته های شخصی- گزارشهای اجتماعی- همایشها و مقالات علمی- عملکرد انجمن علمی علوم اجتماعی ایلام |
|
همايش ملي علل، پيامدها و راهکارهاي خودکشي، نيمه دوم آذرماه برگزار مي شود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 11:28 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
این روزها حجم زیادی از بازدیدکنندگان وبلاگ من داوطلبان کارشناسی ارشد جامعه شناسی هستند که عمدتا از طریق جستجوی گوگل و سایر جستجوگرها برای دسترسی به منابع ارشد مراجعه می کنند و بسیاری از دوستان از طریق ایمیل یا کامنت سوالات خودشونو جهت مشاوره می پرسند که در این پست جدیدترین منابع که تابستان ۸۸ از سوی دانشگاه تهران اعلام شده را درج می کنم که تغییرات چندانی با سالهای گذشته ندارد.
اما واقعیت این است که بسیاری از این منابع حجیم و وقت گیر می باشند که حتی بسیار ی از آنها در حد احتمال شاید یک یا دو سوال از آنها بیاد که واقعا ارزش این همه وقت گذاشتن رو نداره!!! جدیدترین منابع رو درج کردم ولی اولویت اصلی با منابعی است که با رنگ سفید نوشته شده اند و به بسیاری از دوستان خصوصا اونهایی که رشته کارشناسی اونها غیر از جامعه شناسی است توصیه می کنم با توجه به کمبود وقت فقط اینها را بخوانند. درپایان هم لینکهایی هم از نمونه سوالات کارشناسی ارشد نظریه های جامعه شناسی - روش تحقیق و حوزه ها برای دوستان قرار دادم!!! دوستان جهت مشاوره می توانند از طریق پیام (کامنت) در وبلاگ یا ارسال ایمیل به ( sociology_2009@yahoo.com ) اقدام نمایند. نظريههاي جامعهشناسي: 1ـ زندگي و انديشه بزرگان جامعهشناسي / لوئيس كوزر، ترجمة محسن ثلاثي (فقط اندیشهها خوانده شود) 2ـ نظريههاي جامعهشناسي در دوران معاصر/ جورج ريتزر، ترجمة محسن ثلاثي ۳-مکاتب و نظریه های جامعه شناسی/ دکتر تنهایی ۴ـ نظريههاي جامعهشناسي / دكتر توسلي ۵-نظريههاي جامعهشناسي / دكتر آزاد ارمكي روش تحقيق در علوماجتماعي: 1ـ پيمايش در تحقيقات اجتماعي / دواس،دي.اي/(1376)، ترجمة هوشنگ نايبي /تهران/ نشرني/چاپ اول 2ـ كندوكاوها و پنداشتهها / دكتر رفيعپور ، فرامرز(1370)،/تهران/ شركت سهامي انتشار/ چاپ چهارم 3ـ روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي (جلد اول) / دكتر ساروخاني، باقر (1372) تهران / پژوهشگاه علوم انساني/ چاپ اول ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 9:58 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 11:37 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
تقدیم به پدر عزیزم: ای سایه سار لحظه های هجوم دلتنگی ها و دردها... زندگی بی تو برایم بی معناست ای تکیه گاه محکم من هرچه دارم ، از تو دارم برکات دعای تو تکیه گاه آرزوهای من است غربت باران زده ی خویش را به طلوع دستهای تو می سپارم تو را می ستایم و در برابر وجود گرامیت زانوی ادب بر زمین می نهم و با دلی سرشار از عشق و محبت بر دستان پرمهرت بوسه می زنم با تو عهد می بندم که تا جان دارم نامی و یادی نکو از تو سازم، چنان که شایسته توست و همان گونه که تو، پیش از من یادی نکو از خود ساخته ای ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 19:53 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم. از مناجات شهید دكتر مصطفی چمران |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 9:51 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
چهارشنبه ساعت 17/22 صدای زنگ اس ام اس اومد، گوشی رو نگاه کردم دکتر هاشم بیگی: "سلام، متاسفانه دوست عزیز و هنرمند دوست داشتنی، پیمان ابدی در حین بدلکاری درگذشت، من در حال رفتن به ایلام هستم، فردا شب برمی گردم " خبر شوک آوری بود، باورم نمیشد!!!!!!!!!!!!! فکرشو نمیکردم همین یکشنبه شب که به اتفاق دوستان در باشگاه هنرمندان نوین بودیم آخرین باری بود که با "پیمان" دست دادم... متاسفانه دوست عزیز و محجوبمان روز چهارشنبه در سر صحنه فیلم دچار حادثه شد و درگذشت. فقدان این هنرمند عزیز را به جامعه هنری ایران و خانواده محترمشان تسلیت میگم. روحش شاد و یادش گرامی ...
تصاویر بازی تیم هنرمندان نوین و انجمن دانشجویان چوار (ایلام) به مناسبت گرامی داشت شهدای 23 بهمن زمین فوتبال چوار نفر دوم ایستاده از چپ شادروان "پیمان ابدی"
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:57 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 23:31 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
چهارشنبه شبهاي هر هفته به اتفاق دوست و همشهري عزيزم حجت الله هاشم بيگي (مديرعامل انجمن دانشجويان و فارغ التحصيلان چوار) در جمع صميمي دوستان باشگاه هنرمندان نوين هستيم. حضور در جمع صميمانه دوستان هنرمندان محبوب كشورمان چون: محمدرضا عيوضي ، احسان خواجه اميري ، حميد حامي ، امير كريمي ، علي لهراسبي ، پيمان ابدي (بدلكار سريال هشدار براي كبري 11 ) و ... در محيطي آرام و بي هياهو لذت بخش است. در حال حاضر باشگاه هنرمندان نوين به مديرعاملي محمدرضا عيوضي و قائم مقامي حجت الله هاشم بيگي مشغول ساماندهي و جذب هنرمندان مختلف است و با برنامه ريزي هاي لازم خود را جهت انجام بازيهاي دوستانه و خيريه و ساير فعاليتهاي فرهنگي و ورزشي آماده مي كند و بنده هم خوشحالم كه اين افتخار را دارم تا در كنار اين عزيزان جهت برنامه ريزي و سامان دهي باشگاه با ايشان همكاري كنم تا باشگاه را در راستاي اهداف ارزشمندش ياري كنيم. اما چهارشنبه شب گذشته شاهد حضور مهمانان جديدي بوديم! دو هنرمند عزيز از خطه خونگرم جنوب نصرالله رادش به اتفاق محمود جهان! نصرالله رادش رو چند سال پيش در ايلام ديده بودم كه به دعوت كارگردان خوب ايلامي جعفر نورمحمدي براي اجراي مسابقه تلويزيوني شركت گاز حضور داشت و وقتي همديگر رو بعد از چند سال ديديم خيلي سريع گرم صحبت شديم، مثل هميشه گرم و صميمي با همان شوخ طبعي و لهجه زیبای جنوبی اش! از خاطرات ايلام گفت تا كم كاري هاي چند سال اخير و مشكلات روزمره هنرمندان و ... رادش با بازی در مجموعه «پرواز ۵۷» به کارگردانی «مهران مدیری» به تلویزیون آمد. با مجموعه «ساعت خوش » به شهرت رسید. پس از چند سال با ایفای نقش «حیف نون» در مجموعه باغ مظفر به کارگردانی مهران مدیری نامش دوباره بر سر زبانها افتاد. سريالهاي: روزگار خوش، روزگار جواني، یک باران و دو هوا، زیر آسمان شهر (سری اول)، او مثبت، اکسیژن، نقطه چین، مرد هزار چهره و سينمايي هاي: شيرهاي جوان، سرتو بدزد رفيق، نظام از راست و ... مي باشد. وي در حال حاضر چند فيلم سينمايي را آماده اكران دارد و چند پيشنهاد همكاري از سريالهاي تلويزيوني را دارد و بزودي علاقمندان او را بر صفحه تلويزيون مي بينند. رادش هم چنين قول داد كه در صورت حضور باشگاه هنرمندان در ايلام كه قرار است اواخر بهمن ماه به دعوت انجمن دانشجويان و فارغ التحصيلان چوار جهت مسابقه فوتبال به مناسبت يادواره شهداي زمين فوتبال چوار برگزار شود يك بار ديگر به ايلام بيايد. به زودی جزییات بیشتری در مورد باشگاه و اخبار جدیدتری در مورد این هنرمندان خدمتتان ارائه خواهم نمود...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 17:7 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
شهر تهران پلك مي گشايد... پنجه هاي آفتاب بام ها را يكي پس از ديگري تسخير مي كند. قفلها باز مي شود، چرخها مي چرخند، دودكشها سرفه مي كنند قلبها به تپش در مي آيد و زندگي در رگهاي بسيار اين شهر جريان مي يابد!!! همه مي روند به مدرسه، اداره، دانشگاه، مغازه، خيابان و ... و زير آن سقف ها نشسته اند: فرانك، آرش، آرمان؛ بيژن، منيژه، كامران، اردشير ... سارا و ...!!!!!!!!!! دربهاي تكرار گشوده مي شود!!! شهر گرسنه مي شود خورده مي شود: آبگوشت، ديزي، كباب، پيتزا، ماست، خيار، نان بربري، نان لواش، سيب، پرتغال، آدامس و ... شنيده مي شود از: ماشين، خانه، حسرت، دلتنگي، شادي، اميد، زندگي، مرگ و ... ***** در گوشه اي از اين شهر بزرگ در ميان جدال زندگي و حركت در تكاپوي لحظات زندگي دختركي چشم آبي، با بسته اي فال در سراسيمگي نوجواني و جواني در حسرت فروش آخرين دانه هاي فال در كنار پلي بلند و فلزي شهر را به خريد فال مهمان مي كند: آقا فال خانم فال... مي مانم در خود .... اگر تمام فال هايش را بخرم آيا او براي امروز خوشحال مي شود؟ آيا گوشه اي از اين شهر خواهد خنديد؟؟؟ آيا آيا آيا...؟؟؟؟؟؟؟؟ و اين چنين است كه من مي مانم و دخترك چشم آبي فال فروش دنيايش، بسته هاي فالش و پلي فلزي بلند كه در اين شهر جاريست...!!!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 16:55 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
فوتبال و جامعه شناسي در نگاه اول شايد چندان مرتبط با هم به نظر نرسند و كلمات نامأنوسي به نظر آيند كه واقعيت موجود در اجتماع آنها را به يكديگر تحميل نموده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:38 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 13:17 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
به همين سادگي از تو گاهي سخته روزگارم چه كنم دست خودم نيس دل ديوونه اي دارم به همين سادگي از تو گاهي دلگيرم و غمگين مث برگ بي پناهي ميام از شاخه ها پايين به همين دليل كهنه كه تو چشمام يه غروره بين مون يه دنيا حرفه دنيايي كه سوت و كوره منُ بشكن و پس از من جاده رو طي كن و رد شو تامنم عشقُ بفهمم نازنينم گاهي بد شو گاهي بد شو تا بميرم تو ترانه جون بگيرم قفس صدامُ بشكن من يه گنجشك اسيرم پر عشقم و اسارت پر احتياج و طاقت منُ پيدا كن و بشكن يه دروغم يه حماقت به همين سادگي از تو گاهي دلگيرم و دورم من يه ديوونه ي تنهام من يه عاشق صبورم
شعری از استاد «عبدالجبار کاکایی» http://www.jabbarkakaei.blogfa.com/
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:32 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
در 1251 خورشیدی در یكی از خانوادههای متوسط تهران، پسری زاده شد كه ناماش را غلامحسین نهادند. حاجی بشیر طالقانی پدر غلامحسین كه یكی از صاحبمنصبان ادارهی پست بود، در گوشهای از بازار ـ جایگاه ویژهی تذهیبكاران، قلمدانسازان و سازندگان آلات موسیقی ـ حجرهای داشت. حاجی اندكی با موسیقی آشنا بود و سهتار مینواخت. به همین دلیل وقتی فرزندش به سن ده ـ یازده رسید،او را به «دستهی موزیك دارالفنون» سپرد. غلامحسین ابتدا به فرا گرفتن طبل كوچك مشغول شد و پس از چندی به نواختن شیپور پرداخت. نتیجهی این دوره برای غلامحسین، آشنا گشتن به خط نت بینالمللی، و شناخت ریتمهای مختلف و تربیت گوش موسیقاییاش بود. تكیه كلام حاجی بشیر در هنگام نامیدن دوستان، كلمهی «درویش» بود، چنانكه هرگاه میخواست فرزندش را صدا بزند، میگفت «درویش جان...» غلامحسین نمیدانست این تكیه كلام پدر، روزی ضمیمهی ناماش خواهد شد و حتی معرف وی خواهد بود. بارها از یاراناش خواست كه او را فقط غلامحسین بنامند اما لفظ «درویش» چنان بر زبانها جاری بود كه نهتنها با خواهش و تمنا متوقف نشد بلكه بعدها مكمل نام وی گشت و عنوان خانوادگیاش گردید. غلامحسین درویش معروف به درویش خان بزرگترین و به نوعی نخستین آهنگساز عهد قاجار است. همعصران او و بهطور كلی موسیقی زمانهاش میراث چندین قرن ركود و ایستایی در موسیقی رسمی ایرانی بودند و... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 16:31 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 15:23 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
هفته گذشته به دعوت انجمن جامعه شناسی ایران به جلسه سخنرانی «پروفسور مایکل بوروی» در دانشگاه تهران رفتم. «پروفسور مایکل بوروی» استاد جامعه شناسی دانشگاه برکلی کالیفرنیا و نایب رئیس انجمن بین المللی جامعه شناسی (ISA) است که در پی پیوستن انجمن جامعهشناسی ایران به آن انجمن و به دعوت انجمن جامعهشناسی ایران به ایران سفر کرده بود. موضوع بحث ایشان در مورد «جامعه شناسی مردم مدار» بود که روز سه شنبه 4 تیرماه در تالار دکتر شریعتی دانشکده علوم اجتماعی تهران برگزار شد. بنده هم ضمن حضور در این جلسه علمی در پایان جلسه افتخار ملاقات حضوری با ایشان را یافتم و سوالاتی را در مورد شرایط فعلی و آینده جامعه شناسی از ایشان پرسیدم و بنده هم ضمن معرفی خود به عنوان یک دانشجوی جامعه شناسی ایلامی، اطلاعاتی را در مورد استان ایلام به عنوان یکی از دوردست ترین استانهای ایران و موقعیت علوم اجتماعی در آنجا را به ایشان دادم و استاد هم ضمن ابراز خرسندی از این آشنایی پیامی هم برای دانشجویان علوم اجتماعی ایلام به صورت یادداشت نوشتند و ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 18:27 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
ايدئولوژى و حقيقت
خود شريعتى در جايى نوشته هايش را اين طور تقسيم مى كند : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 18:56 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
چند وقت پيش به اتفاق دوستان عزیز و هنرمندم آقايان: هوشمند، نوروزي و اسدي از تئاتري هاي برجسته ايلامي، به تئاتر شهر رفتيم و به تماشاي نمايش «كلبه عمو تم» پرداختيم. نمايش كلبه عموتم برگرداني از شاهكار ادبي جهان نوشته «هريت پيچر استو» است كه به كارگرداني «بهروز غريب پور» به اجرا درآمد (كه تا حدودي چارچوب اصلي داستان در آن حفظ شده است). نمايش با داشتن بازيگران متعدد، دكور حجيم ثابت و انبوهي از دكورهاي متحرك و متغير، خط نورهاي مجزا، افكتها و موسيقي هاي متعدد، يكي از پروژه هاي بزرگ و كم سابقه تئاتر ايران است كه نقطه بارز آن بيش از هر چيز ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 15:6 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
مطابق نظرات ارائه شده و درخواست دوستانی از رشته مردم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی ایلام مطالبی را در خصوص انسان شناسی قرار دادم.
درباره انسان شناسی: انسان و شناخت او موضوع اصلي علوم اجتماعي است. زيرا جامعه بدون انسان معني واقعي خود را پيدا نميكند و براي شناخت جامعه، بدون شناخت دقيق و صحيح از انسان راه به جايي نميتوان برد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:58 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
رشته انسان شناسی ايران با دو چالش بزرگ روبروست، نخست چالش ميان نسل قديم و نسل جديد انسان شناسان: نسل قديم که عموما از دستگاه های وزارت فرهنگ ريشه گرفته بودند و سپس وارد دانشگاه شده بودند، کسانی بودند که عمدتا به موضوع های کلاسيک انسان شناسی علاقمند هستند ( عشاير و روستا) و ترجيح می دهند از عنوان «مردم شناسی » استفاده کنند تا پيوند خود را با مطالعات فلکلوريک گذشته ( از هدايت و جمال زاده گرفته تا آل احمد و ساعدی و انجوی شيرازی) حفظ کنند. در حالی که نسل جديد که عموما کار خود را از محيط دانشگاهی آغاز کرده اند بيشتر تمايل به موضوع های جديد ( شهر، مسائل کاربردی و مشکلات کنونی جامعه در حوزه فرهنگ) دارند. از اين حيث مي توان گفت كه انسان شناسي ايران در حال گذر از همان فرآيندی است که ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:51 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
حوزه هاي مورد مطالعه و تحقيقات صورت گرفته در انسان شناسي ايران : 1- حوزه ايلات و عشاير: در اين حوزه تعداد زيادي تك نگاري و مردم نگاري فراهم شده است كه بخشي از آنها مربوط به نويسندگان داخلي است و بخشي مربوط به نويسندگان خارجي، اساسا مي توان گفت انسان شناسي در ايران به كار در چنين قلمرويي شهره شده است. 2- حوزه فولكلور و فرهنگ عامه: اين حوزه با تلاشهاي «هدايت» كه مي توان او را «پايه گذار مطالعات فولكلوريك در ايران» دانست آغاز مي شود و بعد مردم نگاران و ادب پژوهان ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:45 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
تعريف: آنتروپولوژي (Anthropologi) يا انسان شناسي امروزه يكي از رشته هاي دانشگاهي است كه در اكثر دانشگاههاي جهان وجود دارد و شمار زيادي استاد، دانشجو و پژوهشگر در اين رشته به آموزش مي پردازند. در ايران نيز همگام با تحولاتي كه از ابتداي سده چهاردهم آغاز شده، انسان شناسي وارد فرهنگ جامعه گرديده و با تاسيس دانشگاهها و مراكز آموزشي و پژوهشي جديد طي چند دهه گذشته گسترش يافته است. در حال حاضر انسان شناسي در ايران گستره بسيار وسيعي دارد كه نه تنها شامل كتابهاي انسان شناسي، استادان، دانشجويان و پژوهشگران اين رشته مي شود، بلكه موزه ها، مراكز تحقيقاتي، فيلمهاي مردم شناسي، مجلات علمي و متون مختلف ديني، ادبي، تاريخي و جغرافيايي كه مشحون از مطالب انسان شناسانه است و گزارشهاي توصيفي از فرهنگ عامه ايران را نيز در بر مي گيرد. تاريخچه انسان شناسي: انسان شناسي ايران جزيي از انسان شناسي جهان است و براي شناخت آن بايد به تاريخ انسان شناسي جهان مراجعه كرد. انسان شناسي جهان را در يك معنا مي توان به دو دوره تقسيم كرد: 1- دوره ماقبل علمي 2- دوره علمي دوره ماقبل علمي به 2500 سال پيش باز مي گردد. در اين دوره .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:39 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
این هم متن کامل "نوروزنامه ۸۷" که به مناسبت آغاز سال جدید استاد عزیزم جناب آقای دکتر فکوهی برایم ارسال نمودند:
نوروزنامه 87 «گفتم که دلا مبارکت باد/ در حلقه عاشقان رسیدن» دوستان،
سالی نو از راه می رسد و بهانه ای تازه تا بهترین ها را برای همه شما آرزوکنیم. همه شما: پدران و مادرانی که در حسرت روزهای از دست و رفته و آینده های دست نایافتنی نشسته اید. فرزندان و جوانان، کودکان دیروز و سالخوردگان فردا، که جوشش حیات درونی، شما را به مبارزه ای خستگی ناپذیر برای به دست آوردن حق زیستن این حیات، حقی برای خود و دیگران، می کشاند. همسران، دختران، خواهران و تمام زنانی که مادران جهانید؛ ستم کشیده ترین ها و شجاع ترین ها: مادران انسانیت فردا، که امیدواریم انسانیتی زنانه تر باشد. برای همه شما، آرزوی سال نویی پاک داریم . بدن هاتان برپا و استوار سرهاتان گرم و شاد چشم هاتان پر رویا و نگارین مشامتان نمناک و عطر آگین دهان هاتان خوش گوار و شیرین گوش هاتان پر نوا و آهنگین و نوروزتان مبارک باد ناصر فکوهی( سایت انسان شناسی و فرهنگ www.fakouhi.com) ***
سال را با این سه شعر از شاملو، الوار و مولانا آغاز کنیم و چشم ها و دل هایمان را بشوییم و روشن نگه داریم: نخست پیاله ای تلخ و گس: بامدادی بهاری، برای همه آنها که امروز، چراغ خانه شان خاموش است، نوروزشان به غم نشسته و اندوه بارند ، همه آنها که رنج می کشند و رنج آنها را التیامی، جز به پایان رسیدن انتظار نیست... سپس کاسه ای در ستایش عشق: امیدی افسانه ای به زیبایی و زندگی که بی آنها جز سرنوشتی شوم در انتظارمان نیست... و سرانجام با دریایی از مولانای ابدی، با شعری برای پرکشیدن و رفتن به فراسوهایی که شاید در آنها دیگر نشانی از این همه درد و بی رحمی نباشد...
هجرانی سین هفتم / سیب سرخی است حسرتا/ که مرا/ نصیب/ از این سفره سنت/ سروری نیست شرابی، مرد افکن در جام هواست شگفتا/ که مرا/ بدین مستی/ شوری نیست. سبوی سبزه پوش/ در قاب پنجره... آه/ چنان دورم/ که گویی جز نقش بی جانی نیست و کلامی مهربان/ درنخستین دیدار بامدادی فغان/ که در پس پاسخ و لبخند/ دل خندانی نیست. بهاری دیگر آمده است/ آری/ اما برای آن زمستان ها که گذشت نامی نیست نامی نیست. (اسفند 1357، لندن)
تو را دوست ميدارم تو را به جاي همه زناني كه نشناختهام دوست ميدارم تو را به جاي همه روزگاراني كه نميزيستهام دوست ميدارم براي خاطر عطر گسترهي بيكران و براي خاطر عطر نان گرم براي خاطر برفي كه آب ميشود، براي خاطر نخستين گل براي خاطر جانوران پاكي كه آدمي نميرماندشان تو را براي خاطر دوست داشتن دوست ميدارم تو را به جاي همه زناني كه دوست نميدارم دوست ميدارم جز تو، كه مرا منعكس تواند كرد؟ من خود، خويشتن را بس اندك ميبينم. بي تو جز گسترهاي بيكرانه نميبينم ميان گذشته و امروز. از جدار آينهي خويش گذشتن نتوانستم ميبايست تا زندگي را لغت به لغت فراگيرم راست از آن گونه كه لغت به لغت از يادش ميبرند. تو را دوست ميدارم براي خاطر آنکه فرزانگيات از آن من نيست تو را براي خاطر سلامت به رغم همه آن چيزها كه به جز وهمي نيست دوست ميدارم براي خاطر اين قلب جاوداني كه بازش نميدارم تو ميپنداري كه شكّي،حال آن كه به جز دليلي نيستي تو همان آفتاب بزرگي كه در سر من بالا ميرود بدان هنگام كه از خويش در اطمينانم. (پل الوار ترجمه احمد شاملو)
غزل عشق است بر آسمان پریدن صد پرده به هر نفس دریدن اول نفس از نفس گسستن اول قدم از قدم بریدن نادیده گرفتن این جهان را مر دیده خویش را بدیدن گفتم که «دلا، مبارکت باد در حلقه عاشقان رسیدن زان سوی نظر، نظاره کردن در کوچه سینه ها، دویدن» ای دل، ز کجا رسید این دم؟ ای دل زکجاست این تپیدن؟ ای مرغ بگو، زبان مرغان من دانم رمز توشنیدن دل گفت: «به کار خانه بودم تا خانه آب و گل پریدن از خانه صنع می پریدم تا خانه صنع آفریدن چون پای نماند، می کشیدند؛ چون گویم صورت کشیدن؟» نوروز نامه 86 : http://fakouhi.com/node/567 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 21:50 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 21:24 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
مقدمه بروز هر پديده در زندگي انساني تأثيرات خاصي(مثبت يا منفي) را بهمراه خواهد داشت و صد البته فن آوري اطلاعات نيز از اين مقوله مستثني نخواهد بود . هرچند كه مطالعات و بررسي هاي كارشناسي و اقدا مات صورت گرفته پيرامون فناوري اطلاعات در جهان نشان داده است كه به دليل پيچيدگي افكار و فرهنگ اجتماعي و تقابل و ارتباط فرهنگ هاي كلان و خرد جوامع با يكديگر و نيز وجود تمايز و تفاوت بين آنها، تلاش پراكنده در زمينه توسعه خدمات مبتني بر فن آوري اطلاعات عموماْ موفق نبوده و از كيفيت و مطلوبيت مناسبي برخوردار نيست. آسیب شناسی فن آوري اطلاعات در خانواده ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 20:39 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
مقدمه در طول تاريخ بشر نوآوري هاي فناوري و ساختار هاي جديد اجتماعي همواره با هم ترکيب شده اند، و تاثير اين دو بر يکديگر، شيوه هاي نويني از زندگي را در ميان تمامي نژاد هاي انساني در سراسر گيتي پديد آورده است. تحولات عمده پيشين در تاريخ بشر شامل انقلاب کشاورزي (10.000 ق.م.) و انقلاب صنعتي (1700 م ) بوده است . همگرايي رايانه هاي قدرتمند با فناوري ارتباطات از راه دور طي سه دهه گذشته سومين دگرگوني بنيادي در تاريخ بشر را بوجود آورده است: انقلاب اطلاعات يا دانش در آخرين دهه قرن گذشته. توسعه فناوري در ديجيتال سازي و ارتباطات موجب تغييرات اساسي در شيوه توليد، نگهداري و توزيع اطلاعات گرديده است. توجه اصلي در عصر اطلاعات يا دوران د انش برفناوري اين اطلاعات ديجيتال و ارتباطات نوين متمرکز مي باشد . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 18:43 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
توسعه انساني چیست؟ توسعه انساني و ارتقا توانمنديهاي منابع انساني يكي از پيش شرطهاي توسعه اجتماعي و اقتصادي قرار گرفت. امروزه ثابت شده است كه يكي از علل مهم عدم توسعه كشورهاي جهان سوم فقر اطلاعات است كه خود ناشي از كمبود امكانات دسترسي به فن آوري اطلاعات و ارتباطا ت مي باشد كه اين امر موجب شده است روز به روز بر شكاف بين كشورهاي فقير و قدرتمند افزوده شود. بررسي ها، نشان مي دهد كه علي رغم اينكه بخش كشاورزي نقش مهمي را در اقتصاد ايران ايفا نمود وهمچنين مینماید و به خصوص در طي برنامه هاي دوم وسوم توسعه كشور ،محور قرار گرفته است . اما از معضل توسعه نيافتگي که خود ناشي از عدم توسعه روستايي است، رنج مي برد ومادام كه اين مشكل رفع نگردد،دستيابي به توسعه پايدار ميسر نخواهد شد. توسعه انساني روندي است كه طي آن... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 17:15 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
”توسعه“ در لغت به معناي رشد تدريجي در جهت پيشرفتهترشدن, قدرتمندترشدن و حتي بزرگترشدن است (فرهنگ لغات آكسفورد, 2001). ادبيات توسعه در جهان از بعد جنگ جهاني دوم مطرح و مورد تكامل قرار گرفت. هدف، كشف چگونگي بهبود شرايط كشورهاي عقبمانده (يا جهان سوم) تا شرايط مناسب همچون كشورهاي پيشرفته و توسعهيافته است. طبق تعريف، توسعه كوششي است براي ايجاد تعادلي تحققنيافته يا راهحلي است در جهت رفع فشارها و مشكلاتي كه پيوسته بين بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و انساني وجود دارد. به عنوان مثال حتي در كشورهاي پيشرفته نيز، پيشرفت فكري و اخلاقي انسان با پيشرفتهاي فني (و فناورانه) همساني ندارد، و يا اينكه فرهنگ عامه با تكنيكهاي وسايل ارتباط جمعي هماهنگي ندارد. بروكفليد در تعريف توسعه ميگويد: .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 16:54 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
مرد تدريس متولد ۱۳۱۸ قزوين چهره متبسم، بيان شيوا، عشق به تدريس و علاقه به آموزش علوم اجتماعى و ارتباطات از ويژگى هايى است كه ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 14:36 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
دكتر حسين ابولحسن تنهايي متولد 1330شمسي در اصفهان پس از گذارندن تحصيلات دوره ابتدايي و متوسطه و دريافت درجه ليسانس در رشته روانشناسي و فلسفه راهي آمريكا شده و به دريافت درج ليسانس در رشته جامعه شناسي و انسانشناسي نايل شد. وي در سال 1981 ميلادي موفق به اخذ درجه دكتراي تخصصي (ph.d) در رشته جامعه شناسي و انسان شناسي زير نظر پرفسور هربرت بلومر پايه گذار مكتب كنش متقابل نمادين گرديدو از طرف ايشان مجاز در تدريس نظريه هاي جامعه شناسي شد. وي سپس به توصيه و تاييد بلومر به تدريس و نگارش ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 14:29 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
نظریه های جامعه شناسی: 1ـ نظريههاي جامعهشناسي در دوران معاصر/ جورج ريتزر، ترجمة محسن ثلاثي 2ـ زندگي و انديشه بزرگان جامعهشناسي / لوئيس كوزر، ترجمة محسن ثلاثي 3ـ نظريههاي جامعهشناسي / دكتر توسلي 4ـ مراحل اساسي انديشه در جامعهشناسي / ريمون آرون. ترجمة باقر پرهام 5ـ نظريههاي جامعهشناسي / دكتر آزاد ارمكي 6ـ جزوة نظريههاي ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 14:28 توسط حمید حیدرپناه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حمید حیدرپناه
- متولد 25 مرداد 1363 ایلام - ساکن تهران هستم - فارغ التحصیل انسان شناسی - دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی تهران مرکز - عضو هیئت مدیره انجمن انسان شناسی دانشگاه آزاد ایلام - مشاور و عضو دپارتمان علوم انسانی آموزشگاه کنکوری کارشناسی ارشد "جهش" |
| پیوندهای روزانه |
|
گزارش خواندنی ساندی تایمز از همسر «بشار اسد»: زنی که کمتر از زلزله نیست آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 شهریور 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|