تبليغاتX
دانشجوی جامعه شناسی ایلامی
دست نوشته های شخصی- گزارشهای اجتماعی- همایشها و مقالات علمی- عملکرد انجمن علمی علوم اجتماعی ایلام

ایلام - ششدار

سراب دره شهر

 تپه شاهد(خرگوشان)

                          به همين   سادگي از تو گاهي سخته روزگارم                           

چه كنم دست خودم نيس دل ديوونه اي دارم

 

به همين سادگي از تو گاهي دلگيرم و غمگين

مث برگ بي پناهي ميام از شاخه ها پايين

 

به همين دليل كهنه كه تو چشمام يه غروره

بين مون يه دنيا حرفه دنيايي كه سوت و كوره

 

منُ بشكن و پس از من جاده رو طي كن و رد شو

تامنم عشقُ بفهمم نازنينم گاهي بد شو

 

گاهي بد شو تا بميرم تو ترانه جون بگيرم

قفس صدامُ بشكن من يه گنجشك اسيرم

 

پر عشقم و اسارت پر احتياج و طاقت

منُ پيدا كن و بشكن يه دروغم يه حماقت

 

به همين سادگي از تو گاهي دلگيرم و دورم

من يه ديوونه ي تنهام من يه عاشق صبورم

 شعری  از استاد «عبدالجبار کاکایی»

 http://www.jabbarkakaei.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:32  توسط حمید حیدرپناه | 

در 1251 خورشیدی در یكی از خانواده‌های متوسط تهران، پسری زاده شد كه نام‌اش را غلام‌حسین نهادند. حاجی بشیر طالقانی پدر غلام‌حسین كه یكی از صاحب‌منصبان اداره‌ی پست بود، در گوشه‌ای از بازار ـ جایگاه ویژه‌ی تذهیب‌كاران، قلمدان‌سازان و سازندگان آلات موسیقی ـ حجره‌ای داشت. حاجی اندكی با موسیقی آشنا بود و سه‌تار می‌نواخت. به همین دلیل وقتی فرزندش به سن ده ـ یازده رسید،‌او را به «دسته‌ی موزیك دارالفنون» سپرد. غلام‌حسین ابتدا به فرا گرفتن طبل كوچك مشغول شد و پس از چندی به نواختن شیپور پرداخت. نتیجه‌ی این دوره برای غلام‌حسین، آشنا گشتن به خط نت بین‌المللی، و شناخت ریتم‌های مختلف و تربیت گوش موسیقایی‌اش بود.

تكیه كلام حاجی بشیر در هنگام نامیدن دوستان، كلمه‌ی «درویش» بود، چنان‌كه هرگاه می‌خواست فرزندش را صدا بزند، می‌گفت «درویش جان...» غلام‌حسین نمی‌دانست این تكیه كلام پدر، روزی ضمیمه‌ی نام‌اش خواهد شد و حتی معرف وی خواهد بود. بارها از یاران‌اش خواست كه او را فقط غلام‌حسین بنامند اما لفظ «درویش» چنان بر زبان‌ها جاری بود كه نه‌تنها با خواهش و تمنا متوقف نشد بلكه بعدها مكمل نام وی گشت و عنوان خانوادگی‌اش گردید.

غلام‌حسین درویش معروف به درویش خان بزرگ‌ترین و به نوعی نخستین آهنگ‌ساز عهد قاجار است. هم‌عصران او و به‌طور كلی موسیقی زمانه‌اش میراث چندین قرن ركود و ایستایی در موسیقی رسمی ایرانی بودند و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 16:31  توسط حمید حیدرپناه | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 15:23  توسط حمید حیدرپناه | 

هفته گذشته به دعوت انجمن جامعه شناسی ایران به جلسه سخنرانی «پروفسور مایکل بوروی» در دانشگاه تهران رفتم.

«پروفسور مایکل بوروی» استاد جامعه شناسی دانشگاه برکلی کالیفرنیا و نایب رئیس انجمن بین المللی جامعه شناسی (ISA)  است که در پی پیوستن انجمن جامعه‌شناسی ایران به آن انجمن و به دعوت انجمن جامعه‌شناسی ایران به ایران سفر کرده بود.

موضوع بحث ایشان در مورد «جامعه شناسی مردم مدار» بود که روز سه شنبه 4 تیرماه در تالار دکتر شریعتی دانشکده علوم اجتماعی تهران برگزار شد.

بنده هم ضمن حضور در این جلسه علمی در پایان جلسه افتخار ملاقات حضوری با ایشان را یافتم و سوالاتی را در مورد شرایط فعلی و آینده جامعه شناسی از ایشان پرسیدم و بنده هم ضمن معرفی خود به عنوان یک دانشجوی جامعه شناسی ایلامی، اطلاعاتی را در مورد استان ایلام به عنوان یکی از دوردست ترین استانهای ایران و موقعیت علوم اجتماعی در آنجا را به ایشان دادم و استاد هم ضمن ابراز خرسندی از این آشنایی پیامی هم برای دانشجویان علوم اجتماعی ایلام به صورت یادداشت نوشتند و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 18:27  توسط حمید حیدرپناه | 
ايدئولوژى و حقيقت

خود شريعتى در جايى نوشته هايش را اين طور تقسيم مى كند :
وجودم تنها يك حرف است و زيستم تنها گفتن همان يك حرف. اما بر سه گونه. سخن گفتن و معلمى كردن و نوشتن. آنچه تنها مردم مى پسندند، سخن گفتن، آنچه هم من و هم مردم : معلمى كردن و آنچه خودم را راضى مى كند و احساس مى كنم با آن نه كار كه زندگى مى كنم : نوشتن!
و نوشته هايم نيز بر سه گونه : «اجتماعيات» و «اسلاميات» و «كويريات»
آنچه تنها مردم مى پسندند اجتماعيات و آنچه هم من و هم مردم اسلاميات و آنچه خودم را راضى مى كند و احساس مى كنم كه با آن نه كار - و چه مى گويم - نه نويسندگى كه زندگى مى كنم: كويريات.
براى روشن شدن انديشه هاى شريعتى ناچار بايد به ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 18:56  توسط حمید حیدرپناه | 
 

چند وقت پيش به اتفاق دوستان عزیز و هنرمندم آقايان: هوشمند، نوروزي و اسدي از تئاتري هاي برجسته ايلامي، به تئاتر شهر رفتيم و به تماشاي نمايش «كلبه عمو تم» پرداختيم.

نمايش كلبه عموتم برگرداني از شاهكار ادبي جهان نوشته «هريت پيچر استو» است كه به كارگرداني «بهروز غريب پور» به اجرا درآمد (كه تا حدودي چارچوب اصلي داستان در آن حفظ شده است).

نمايش با داشتن بازيگران متعدد، دكور حجيم ثابت و انبوهي از دكورهاي متحرك و متغير، خط نورهاي مجزا، افكتها و موسيقي هاي متعدد، يكي از پروژه هاي بزرگ و كم سابقه تئاتر ايران است كه نقطه بارز آن بيش از هر چيز ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 15:6  توسط حمید حیدرپناه | 
مطابق نظرات ارائه شده و درخواست دوستانی از رشته مردم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی ایلام مطالبی را در خصوص انسان شناسی قرار دادم.

انسان شناس کیست؟

درباره انسان شناسی:

انسان و شناخت او موضوع اصلي علوم اجتماعي است. زيرا جامعه بدون انسان معني واقعي خود را پيدا نمي‌كند و براي شناخت جامعه، بدون شناخت دقيق و صحيح از انسان راه به جايي نمي‌توان برد
از ديدگاه علوم انساني و متخصصين اين علم، انسان به عنوان تنها موجود با فرهنگ تعريف شده است و مهمترين شاخص جامعة انساني در مقايسه با جوامع ديگر،‌ در فرهنگي بودن انسان است. بنابراين براي شناخت جامعة انساني از هر بُعدي كه باشد ( فرهنگي ـ اجتماعي‌ و.....) در وهلة اول شناخت دقيق از انسان ضرورت كامل پيدا مي‌كند. به ديگرسخن بدون رشته انسان شناسي ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:58  توسط حمید حیدرپناه | 

رشته انسان شناسی ايران با دو  چالش بزرگ روبروست، نخست چالش ميان نسل قديم و نسل جديد انسان شناسان: نسل قديم که عموما از دستگاه های وزارت فرهنگ ريشه گرفته بودند و سپس وارد دانشگاه شده بودند، کسانی بودند که عمدتا به موضوع های کلاسيک انسان شناسی علاقمند هستند ( عشاير و روستا) و ترجيح می دهند از عنوان «مردم شناسی » استفاده کنند تا پيوند خود را با مطالعات فلکلوريک گذشته ( از هدايت و جمال زاده گرفته تا  آل احمد و ساعدی و انجوی شيرازی) حفظ کنند. در حالی که نسل جديد که عموما کار خود را از محيط دانشگاهی آغاز کرده اند بيشتر تمايل به موضوع های جديد ( شهر، مسائل کاربردی و مشکلات کنونی جامعه در حوزه فرهنگ) دارند.

از اين حيث مي توان گفت كه انسان شناسي ايران در حال گذر از همان فرآيندی است که ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:51  توسط حمید حیدرپناه | 

حوزه هاي مورد مطالعه و تحقيقات صورت گرفته در انسان شناسي ايران :

1-   حوزه ايلات و عشاير: در اين حوزه تعداد زيادي تك نگاري و مردم نگاري فراهم شده است كه بخشي از آنها مربوط به نويسندگان داخلي است و بخشي مربوط به نويسندگان خارجي، اساسا مي توان گفت انسان شناسي در ايران به كار در چنين قلمرويي شهره شده است.

2-   حوزه فولكلور و فرهنگ عامه: اين حوزه با تلاشهاي «هدايت» كه مي توان او را «پايه گذار مطالعات فولكلوريك در ايران»‌ دانست آغاز مي شود و بعد مردم نگاران و ادب پژوهان ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:45  توسط حمید حیدرپناه | 

        

تعريف:

آنتروپولوژي (Anthropologi) يا انسان شناسي امروزه يكي از رشته هاي دانشگاهي است كه در اكثر دانشگاههاي جهان وجود دارد و شمار زيادي استاد، دانشجو و پژوهشگر در اين رشته به آموزش مي پردازند. در ايران نيز همگام با تحولاتي كه از ابتداي سده چهاردهم آغاز شده، انسان شناسي وارد فرهنگ جامعه گرديده و با تاسيس دانشگاهها و مراكز آموزشي و پژوهشي جديد طي چند دهه گذشته گسترش يافته است.

در حال حاضر انسان شناسي در ايران گستره بسيار وسيعي دارد كه نه تنها شامل كتابهاي انسان شناسي، استادان، دانشجويان و پژوهشگران اين رشته مي شود، بلكه موزه ها، مراكز تحقيقاتي، فيلمهاي مردم شناسي، مجلات علمي و متون مختلف ديني، ادبي، تاريخي و جغرافيايي كه مشحون از مطالب انسان شناسانه است و گزارشهاي توصيفي از فرهنگ عامه ايران را نيز در بر مي گيرد.

تاريخچه انسان شناسي:

انسان شناسي ايران جزيي از انسان شناسي جهان است و براي شناخت آن بايد به تاريخ انسان شناسي جهان مراجعه كرد.

انسان شناسي جهان را در يك معنا مي توان به دو دوره تقسيم كرد:

1- دوره ماقبل علمي      2- دوره علمي

دوره ماقبل علمي به 2500 سال پيش باز مي گردد. در اين دوره ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:39  توسط حمید حیدرپناه | 
این هم متن کامل "نوروزنامه ۸۷" که به مناسبت آغاز سال جدید استاد عزیزم جناب آقای دکتر فکوهی برایم ارسال نمودند:

 

 

نوروزنامه 87

«گفتم که دلا مبارکت باد/ در حلقه عاشقان رسیدن»

 

دوستان،

 

سالی نو از راه می رسد و بهانه ای تازه تا بهترین ها را برای همه شما آرزوکنیم.

 

 همه شما:

 

پدران و مادرانی که در حسرت روزهای از دست و رفته و آینده های دست نایافتنی نشسته اید.

فرزندان و  جوانان، کودکان دیروز و سالخوردگان فردا، که جوشش حیات درونی، شما را به مبارزه ای خستگی ناپذیر برای به دست آوردن حق زیستن این حیات، حقی برای خود و دیگران، می کشاند.

همسران، دختران، خواهران و تمام زنانی که مادران جهانید؛ ستم کشیده ترین ها و شجاع ترین ها: مادران انسانیت فردا،  که امیدواریم انسانیتی زنانه تر باشد.

 

برای همه شما، آرزوی سال نویی پاک داریم .

 

بدن هاتان برپا و استوار

سرهاتان گرم و شاد

چشم هاتان پر رویا و نگارین

مشامتان نمناک و عطر آگین

دهان هاتان خوش گوار و شیرین

گوش هاتان پر نوا و آهنگین

 و نوروزتان مبارک باد

 

ناصر فکوهی( سایت انسان شناسی و فرهنگ www.fakouhi.com)

***

 

سال را با این سه شعر از شاملو، الوار و مولانا آغاز کنیم و چشم ها و دل هایمان را بشوییم و روشن نگه داریم:

 

نخست پیاله ای تلخ و گس: بامدادی بهاری، برای همه آنها که امروز، چراغ خانه شان خاموش است، نوروزشان  به غم نشسته و اندوه بارند ، همه آنها که رنج می کشند و رنج آنها را التیامی، جز به پایان رسیدن انتظار نیست...

سپس کاسه ای در ستایش عشق: امیدی افسانه ای به زیبایی و زندگی که بی آنها جز سرنوشتی شوم در انتظارمان نیست...

و سرانجام با دریایی از مولانای ابدی، با شعری برای پرکشیدن و  رفتن به فراسوهایی که شاید در آنها دیگر نشانی از این همه درد و بی رحمی نباشد...

 

 

هجرانی

 

سین هفتم / سیب سرخی است

حسرتا/ که مرا/ نصیب/ از این سفره سنت/ سروری نیست

شرابی، مرد افکن در جام هواست

شگفتا/ که مرا/ بدین مستی/  شوری نیست.

سبوی سبزه پوش/ در قاب پنجره...

آه/ چنان دورم/ که گویی جز نقش بی جانی نیست

و کلامی مهربان/ درنخستین دیدار بامدادی

فغان/ که در پس پاسخ و لبخند/ دل خندانی نیست.

بهاری دیگر آمده است/ آری/ اما برای آن زمستان ها که گذشت

نامی نیست

نامی نیست.   

 (اسفند 1357، لندن)

 

 

تو را دوست مي‌دارم

 

تو را به جاي همه زناني كه نشناخته‌ام دوست مي‌دارم

تو را به جاي همه روزگاراني كه نمي‌زيسته‌ام دوست مي‌دارم

براي خاطر عطر گستره‌‌ي‌ بي‌كران و براي خاطر عطر نان گرم

براي خاطر برفي كه آب مي‌شود، براي خاطر نخستين گل

براي خاطر جانوران پاكي كه آدمي نمي‌رماندشان

تو را براي خاطر دوست داشتن دوست مي‌دارم

تو را به جاي همه زناني كه دوست نمي‌دارم دوست مي‌دارم

 

جز تو، كه مرا منعكس تواند كرد؟ من خود، خويشتن را بس اندك

                                                          مي‌بينم.

بي تو جز گستره‌اي بي‌كرانه نمي‌بينم

ميان گذشته و امروز.

از جدار آينه‌‌ي خويش گذشتن نتوانستم

مي‌بايست تا زندگي را لغت به لغت فراگيرم

راست از آن گونه كه لغت به لغت از يادش مي‌برند.

 

تو را دوست مي‌دارم براي خاطر آنکه فرزانگي‌ات از آن من نيست

تو را براي خاطر سلامت

به رغم همه آن چيزها كه به جز وهمي نيست دوست مي‌دارم

براي خاطر اين قلب جاوداني كه بازش نمي‌دارم

تو مي‌پنداري كه شكّي،‌حال آن كه به جز دليلي نيستي

تو همان آفتاب بزرگي كه در سر من بالا مي‌رود

بدان هنگام كه از خويش در اطمينانم.

(پل الوار ترجمه احمد شاملو)

 

 

غزل

 

 

عشق است بر آسمان پریدن

صد پرده به هر نفس دریدن

اول نفس از نفس گسستن

اول قدم از قدم بریدن

نادیده گرفتن این جهان را

مر دیده خویش را بدیدن

گفتم که «دلا، مبارکت باد

در حلقه عاشقان رسیدن

زان سوی نظر، نظاره کردن

در کوچه  سینه ها، دویدن»

ای دل، ز کجا رسید این دم؟

ای دل زکجاست این تپیدن؟

ای مرغ بگو، زبان مرغان

من دانم رمز توشنیدن

دل گفت: «به کار خانه بودم

تا خانه آب و گل پریدن

از خانه صنع می پریدم

تا خانه صنع آفریدن

چون پای نماند، می کشیدند؛

چون گویم صورت کشیدن؟»

 

 

نوروز نامه 86 : http://fakouhi.com/node/567

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 21:50  توسط حمید حیدرپناه | 
 View Full Size Image                  
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 21:24  توسط حمید حیدرپناه | 

مقدمه

بروز هر پديده در زندگي انساني تأثيرات خاصي(مثبت يا منفي) را بهمراه خواهد داشت و صد البته فن آوري اطلاعات نيز از اين مقوله مستثني نخواهد بود . هرچند كه مطالعات و بررسي هاي كارشناسي و اقدا مات صورت گرفته پيرامون فناوري اطلاعات در جهان نشان داده است كه به دليل پيچيدگي افكار و فرهنگ اجتماعي و تقابل و ارتباط فرهنگ هاي كلان و خرد جوامع با يكديگر و نيز وجود تمايز و تفاوت بين آنها، تلاش پراكنده در زمينه توسعه خدمات مبتني بر فن آوري اطلاعات عموماْ موفق نبوده و از كيفيت و مطلوبيت مناسبي برخوردار نيست.

آسیب شناسی فن آوري اطلاعات در خانواده

بروز هر تحول اقتصادي، سياسي و يا اجتماعي در نوع و شيوه زندگي انسان تأثير مستقيمي دارد به عبارت ديگر بسته به شرايط فرهنگي و رواني افراد منافعي حاصل مي گردد و يا آنكه در بخشهائي از زندگي تنش هائي را در عرصه عمل به وجود خواهد آورد. تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان (بمثابه تأثيرپذي رترين اقشار اجتماعي )  و نيز ساختار خانواده بعنوان اصلي ترين و عام ترين نهاد اجتماعي ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 20:39  توسط حمید حیدرپناه | 

مقدمه

در طول تاريخ بشر نوآوري هاي فناوري و ساختار هاي جديد اجتماعي همواره با هم ترکيب شده اند،  و تاثير اين دو بر يکديگر، شيوه هاي نويني از زندگي را در ميان تمامي نژاد هاي  انساني در سراسر گيتي  پديد آورده است.   تحولات عمده پيشين در تاريخ بشر شامل انقلاب کشاورزي (10.000 ق.م.) و انقلاب صنعتي (1700 م ) بوده است .

همگرايي رايانه هاي قدرتمند با فناوري ارتباطات از راه دور طي سه دهه گذشته سومين دگرگوني بنيادي در تاريخ بشر را بوجود آورده است: انقلاب اطلاعات يا دانش در آخرين دهه قرن گذشته.  توسعه فناوري در ديجيتال سازي و ارتباطات موجب تغييرات اساسي در شيوه توليد، نگهداري و توزيع اطلاعات گرديده است.

توجه اصلي در عصر اطلاعات يا دوران د انش برفناوري اين اطلاعات ديجيتال و ارتباطات نوين متمرکز مي باشد .

عصر اطلاعات کنوني با ويژگي اهميت در حال رشد اطلاعات و دانش شناخته مي شود. محتواي واقعي فناوري اطلاعات نه در فناوري بلکه در ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 18:43  توسط حمید حیدرپناه | 

توسعه انساني چیست؟

توسعه انساني و ارتقا توانمنديهاي منابع انساني يكي از پيش شرطهاي توسعه اجتماعي و اقتصادي قرار گرفت. امروزه ثابت شده است كه يكي از علل مهم عدم توسعه كشورهاي جهان سوم فقر اطلاعات است كه خود ناشي از كمبود امكانات دسترسي به فن آوري اطلاعات و ارتباطا ت مي باشد كه اين امر موجب شده است روز به روز بر